تاریخ در دل خود حاوی نامهای بسیار متنوعی از مبارزان – سیاستمدارانی است که تغییر جهتهای بسیاری را در اصول اندیشه و ایدئولوژی در گذار از مراحل مختلف مبارزات به جایگاه یک چهره سیاسی را از خود بروز داده اند که تقید به ویژگی " هدف ، وسیله را توجیه می کند " بارزترین توجیه آنها بوده و خواهد بود ، ولیکن به موازات چنین چهره هایی ، اشخاصی نیز بوده و هستند که " ثبات شگفت آوری " را حتی در طول ۴۰ سال اندیشه سیاسی خویش عینیت می بخشند و به تاریخ یاد آور می گردند که اندیشه ای که ناشی از یقین مذهبی و تاسی به سلوک راستین آن باشد هرگز دچار تغییرات مکرر کلام و ادبیات نمی گردد اینگونه است که وقتی روحانی جوانی در سن ۳۶ سالگی در قالب واعظی مبارز در حسینیه ارشاد به سخنرانی می پردازد از ۲ نکته یاد می کند ، یکی اینکه مراقب انحرافات به نام اسلام باشید و دوم آنکه با استناد به دیدگاههای فقهای ارشد شیعه و همچنین انطباق آن با دید گاههای حقوقدانان غربی تبیین می کند که " فقه اسلامی " دارای قابلیت تمام در پاسخ به کلیه امور و نیازهای حیاتی و اجتماعی مردم هست و وقتی در سن ۷۶ سالگی و این بار در قالب چهره ای سیاسی و صاحب رای در نظام جمهوری اسلامی در سال ۱۳۸۹ به اظهار نظر می پردازد ، همچنان به ۲ محور در کلیه سخنان خود تاکید دارد : مراقب اندیشه های متحجرانه و تفسیرهای منحرفانه از مبانی اسلام و تزریق آن به امور اجتماعی و اذهان عمومی باشید و " فقه اسلامی " را دارای توانایی و ویژگی کامل برای پاسخ به کلیه نیازهای جامعه و مردم در حکومت اسلامی بر می شمرد و فرآیند " اجتهاد تخصصی " را پیشنهاد می کند ، " هاشمی رفسنجانی " از سال ۱۳۴۹ تا 1389 اینگونه عمر سیاسی – مبارزاتی خود را طی کرده است و " ماندگاری " کمترین پاسخ تاریخ به این " ثبات و یقین اندیشه " خواهد بود .

