جستجو:   چهارشنبه 17 شهريور 1389

حضور آیت الله هاشمی رفسنجانی در راهپیمایی روز جهانی قدس (شهریور۸۹)
Slideshow 2! Example 4: Ken Burns extension

   
تعداد پیوندهای امروز: ۲۵
استقامت: گويا مرغ دانشگاه آزاد يك پا دارد..!! / هاشمي هنوز حرفهاي قديمي را تكرار مي كند! - چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۸۹
۵۹۸: هاشمی رفسنجانی چه گفت؟ - چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۸۹
تابناک: هاشمی رفسنجانی در مراسم افطاری چه گفت؟ - چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۸۹
ثانیه نو: رفسنجانی همچنان بر وقف اموال دانشگاه آزاد تأکید دارد! - چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۸۹
جريان: هاشمي رفسنجاني در مراسم افطاري چه گفت؟ - چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۸۹
ثانیه نو: پذیرائی ویژه شاه عربستان از خانواده آیت الله هاشمی! - چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۸۹
بولتن نیوز: هاشمی رفسنجانی در مراسم افطاری چه گفت؟ - چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۸۹
افق نیوز: هاشمی رفسنجانی موضوع وقف دانشگاه آزاد را«یکی از موضوعات مهم و قابل پیگیری» نامیده است * روزنامه ایران نوشت :..... - چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۸۹
خبرآنلاین: روایت روزنامه ایران از آنچه هاشمی رفسنجانی در مراسم افطاری گفت - چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۸۹
دیلم نیوز: پذیرائی ویژه شاه عربستان از خانواده آیت الله هاشمی! - چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۸۹
شفاف: روایت روزنامه ایران از آنچه هاشمی رفسنجانی در مراسم افطاری گفت - چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۸۹
عصر فردا: تاکید آیت الله هاشمی برمسئله وقف دانشگاه آزاد - چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۸۹
رجا نیوز: هاشمی رفسنجانی در مراسم افطاری چه گفت؟ * روزنامه ایران نوشت: رئیس مجمع تشخیص همچنان بر وقف اموال این دانشگاه تأکید دارد - چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۸۹
افق نیوز: حجت‌الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی :حزب جمهوری اسلامی کاندیدای مشخصی را برای مجلس خبرگان رهبری تعیین نکرد - چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۸۹
آخرين نيوز: تاکید هاشمی برمسئله وقف دانشگاه آزاد - چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۸۹
ثارالله: دیدار اساتید مساله‌دار با هاشمی رفسنجانی - چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۸۹
شبکه ایران: روند شکل‌گیری نخستین مجلس خبرگان رهبری * هاشمی رفسنجانی نیز با کسب ۳۸ رأی توانست در برابر مرحوم آیت‌الله ربانی املشی با ۲۱ رأی و آیت‌الله یوسف صانعی با ۵ رأی پیروز شده و نایب رئیس مجلس خبرگان رهبری اول شود - چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۸۹
ثارالله: در جلسه با کارمندان دانشگاه آزاد صورت گرفت؛تاکید هاشمی بر اجرای یک طرح غیرقانونی و غیرشرعی - چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۸۹
افق نیوز: آیت ا ... هاشمی رفسنجانی :من از حرف همسر امام تکانی خوردم - چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۸۹
صراط: تاکید هاشمی ‌بر وقف ‌دانشگاه‌آزاد - چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۸۹
  
هیچگونه مسئولیتی از جهت انعکاس اخبار مرورگر متوجه پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی نمی‌باشد.
دنیای اقتصاد: برگزاری هشتمين اجلاس رسمي مجلس خبرگان در۲۳ و ۲۴ شهريور* مراسم افتتاحيه اين اجلاس با سخنراني آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني رييس مجلس خبرگان رهبري آغاز مي‌شود - سه شنبه ۱۶ شهريور ۱۳۸۹
ایران: تساهل و تسامح با مهدی هاشمی را نمی‌پذیریم* عضو کمیسیون امنیت ملی برخورد دستگاه قضایی با پسر آقای هاشمی را یک مطالبه جدی دانست !! - سه شنبه ۱۶ شهريور ۱۳۸۹
جمهوری اسلامی: در محل ساختمان سابق مجلس شوراي اسلامي :هشتمين اجلاس رسمي مجلس خبرگان رهبري هفته آينده افتتاح مي‌شود * مراسم افتتاحيه اين اجلاس با سخنراني آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني رئيس‌ مجلس خبرگان رهبري آغاز مي‌شود - سه شنبه ۱۶ شهريور ۱۳۸۹
اطلاعات بین المللی: آيت‌الله مكارم شيرازي: برخي سوء مديريت خود را گردن بيگانگان نيندازند - سه شنبه ۱۶ شهريور ۱۳۸۹
مردمسالاری: هشتمين اجلاس رسمي مجلس خبرگان برگزار مي‌شود * مراسم افتتاحيه اين اجلاس با سخنراني آيت الله هاشمي‌رفسنجاني رييس مجلس خبرگان رهبري آغاز مي‌شود - سه شنبه ۱۶ شهريور ۱۳۸۹
تهران امروز: لايحه‌برنامه پنجم با اهداف سند چشم‌انداز انطباق ندارد - سه شنبه ۱۶ شهريور ۱۳۸۹
قدس: ۲۳ و ۲۴ شهريور ؛ هشتمين اجلاس رسمي مجلس خبرگان برگزار مي شود - سه شنبه ۱۶ شهريور ۱۳۸۹
آرمان: اظهارات دبیر كل موتلفه درباره هاشمی،احمدی‌نژاد ومشایی - دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۳۸۹
ایران: عضو كميسيون قضايي مجلس شوراي اسلامي: دادگاه مي‌تواند براي مهدي ‌هاشمي حکم غيابي صادر کند ! *...شايد دادگاه با معطل کردن پرونده مي‌خواهد زمينه حضور مهدي‌هاشمي در کشور فراهم شود و اسناد و مدارک جديدي به دست آيد!! - دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۳۸۹
رسالت: تمرکز زدايي ؛ از ادعا تا واقعيت * اکنون دولت فعلي بر اين باور است که اشتباه دولت هاشمي آن بود که تمامي آثار و تبعات توسعه با مدل ليبرالي را بدرستي درنظر نگرفته بود به همين دليل دولت ليبرال دوم خرداد را مولود طبيعي اقتصاد ليبرال مسلک هاشمي مي دانند!!! - دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۳۸۹
دنیای اقتصاد: انداختن همه ناكامي‌ها به گردن بيگانگان اشتباه و خرافه است - دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۳۸۹
ابرار: انداختن همه ناكامى ها به گردن بيگانگان اشتباه و خرافه است - دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۳۸۹
اطلاعات بین المللی: آيت‌الله هاشمي رفسنجاني:راه مبارزه با رژيم صهيونيستي تداوم مبارزات مردمي است - دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۳۸۹
تهران امروز: رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام : تقويت بخش‌خصوصي را ترويج سرمايه‌داري زالوصفت مي‌نامند - يكشنبه ۱۴ شهريور ۱۳۸۹
کیهان: نايب رئيس مجلس خبر داد تعيين تكليف دانشگاه آزاد قبل از آغاز سال تحصيلي جديد! *وقف اموال منتفي است و در انتظار اعلام نظر رسمي هيئت فقهي هستيم!!!! - يكشنبه ۱۴ شهريور ۱۳۸۹
ایران: درخواست هاشمي از روحانيون * هاشمي در پايان جلسه نيز از روحانيون خواسته تا نظراتش را در شهرستان‌ها به گوش مردم برسانند! - يكشنبه ۱۴ شهريور ۱۳۸۹
دنیای اقتصاد: آيت الله هاشمي رفسنجاني:متاسفانه جامعه را به فرهنگ اشتباه «همه يا هيچ» عادت داده‌ايم - يكشنبه ۱۴ شهريور ۱۳۸۹
مردمسالاری: رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام:تبديل وظيفه اجرايي دولت به وظيفه نظارتي باعث رشد بهره وري در کشور مي شود * علي رغم شعارها، تقويت بخش خصوصي را ترويج سرمايه داري زالو صفتي مي ناميم - يكشنبه ۱۴ شهريور ۱۳۸۹
جمهوری اسلامی: آيت الله هاشمي رفسنجاني در بيان ديدگاه خود به مناسبت ۱۳ شهريور، روز تعاون: برداشت‌هاي سطحي و تفكرات افراطي از موانع رونق تعاوني‌ها است - يكشنبه ۱۴ شهريور ۱۳۸۹
آفرینش: آيت الله هاشمي رفسنجاني: جامعه را به فرهنگ اشتباه "همه يا هيچ" عادت داده ايم - يكشنبه ۱۴ شهريور ۱۳۸۹
  
هیچگونه مسئولیتی از جهت انعکاس اخبار مرورگر متوجه پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی نمی‌باشد.

سه شنبه ۱۷ شهريور ۱۳۶۰
اول‌ وقت‌، کارهای‌ اداری‌ عقب‌ مانده‌ را انجام‌ دادم‌ و گزارشها را خواندم‌. اوضاع‌ خوب‌است‌. هیأت‌ دولت‌، با انسجام‌ مشغول‌ کار شده‌ و ارگانها بر کار خود مسلطند. ترور شهید رجائی‌و شهید باهنر، مردم‌ را عصبانی‌ کرده‌ و فشار برای‌ حفاظت‌ و اطلاعات‌  [ادامه]

چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۶۱
قبل‌ از جلسه‌ علنی‌ گزارش‌ها را خواندم‌. قبل‌ از دستور درباره‌ کنفرانس‌ سران‌ عرب‌ در فاس‌ وانفجار بمب‌ دیروز صحبت‌ کردم(‌۱۶۳) و بعداز جلسه‌ هم‌ برای‌ تماشاچیان(‌۱۶۴). ظهر جمعی‌ از نمایندگان‌برای‌ خداحافظی‌ سفر مکه‌ آمدند. آقای‌ امیری‌ از سپاه‌ آمد  [ادامه]

پنجشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۶۲
تمام‌ روز را در منزل‌ بودم‌. پیش‌ از ظهر، [آقای‌ سید علی‌ اکبر محتشمی‌] سفیرمان‌ در سوریه‌ آمدو گزارشی‌ از حوادث‌ لبنان‌ و حرکت‌ اسلامی‌ توسعه‌ یافته‌ در طرابلس‌ داد. جنبش‌ توحیدی‌ براوضاع‌مسلط است‌. مراکز طرفداران‌ عراق‌ و... را گرفته‌، در بعبلک‌،  [ادامه]

شنبه ۱۷ شهريور ۱۳۶۳
تمام‌ امروز در منزل‌ بودم‌. وقتم‌ را با مطالعه‌ و قدم‌ زدن‌ در حیاط منزل‌ گذراندم‌. بعد از ظهر،اطلاع‌ دادند که‌ یک‌ هواپیمای‌ دیگر ما در راه‌ بندرعباس‌ به‌ تهران‌، ربوده‌ شد. به‌ طرف‌ جنوب‌ خلیج‌فارس‌ رفته‌ است‌. سپس‌ خبر رسید در بحرین‌ نشسته‌ [است‌].  [ادامه]

يكشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۶۴
آقای [علی] شمخانی [قائم مقام فرمانده کل سپاه پاسداران] صبح زود به منزل آمد و طرح عملیات محدود در هور را توضیح داد. طرح خوبی است. او درخواست‏هایی از امکانات ارتش داشت و نامه‏هائی برای اقدام آورد که از امام اجازه تاسیس نیروی هوایی و دریایی برای سپاه و تفویض اختیارات  [ادامه]

 


/ منتخب مصاحبه سال ۱۳۸۲ کیهان با رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ( بخش پایانی)/
۱۳ « نپندار» هاشمی رفسنجانی بر غلط پندارهای « کیهان»! / به جایی نخواهید رسید با ...

  • نپندار۱ :القاء تمایل به چپ برای امام تصور غلطی است اینگونه نپندار!
  • نپندار۲ :تعبیر «اسلام پابرهنگان» امام به معنی افزایش«پابرهنگان» در جامعه نیست! اینگونه نپندار!
  • نپندار۳ :سطح روابط من و رهبری درحدبررسی عملکردکیهان نیست!اینگونه نپندار!
  • نپندار۴ :در مبحث عدالت اینگونه بی دفت نپندار! چون چنین پنداری شاید به شعار برقراری «عدالتی بی ریشه» منتهی شود و در عمل همه چیز را بر هم بریزد!
  • نپندار۵ : نپندار! که هنرشمامخدوش کردن هر کار درستی باپیدا کردن چند نقطه ضعف است!
  • نپندار۶ : نپندار! که دوره سازندگی راه غلطی بودزمان حقانیت آن را ثابت خواهد کرد
  • نپندار۷ : نپندار! که قوی عمل کردن یک رئیس جمهور به تبلیغات رسانه ای است نه !این به میزان اعتمادمردم متکی است !
  • نپندار۸ : نپندار! که اتهام پراکنی که کاردرستی است،بلکه نظرات رابایدبه داوری و رای افکار عمومی گذاشت!
  • نپندار۹: نپندار! که همه از فتنه روزگار بنی صدربه درستی درس گرفته ایم !
  • نپندار۱۰: نپندار! که تفاوت شرایط و واقعیتهای اقتصادی کشوردر زمان جنگ وخاتمه جنگ و «امروز» را برای داوری مردم درست بیان کرده اید !
  • نپندار۱۱: نپندار! که با تنگ نظری ها «جوانان» به فضاهای مناسب هدایت خواهند شد!
  • نپندار۱۲: نپندار!که بایدبه «می گویندهای شیاطین» درموردنحوه انتخاب رهبری دامن زد!
  • نپندار۱۳: نپندار! که باید جملات امام را گزینشی نقل کرد! این راه شما را به جایی نخواهد رساند!

این فصل را به دوره حاکمیت نیروهای خط امام بعد از سقوط لیبرال‌ها و رئیس جمهور شدن آیت‌الله خامنه‌ای اختصاص می‌دهیم. از مسائل مهم این دوره شروع و تشدید اختلافات نیروهای خط امام است که از همان سال ۶۰ جوانه‌هایش در داخل حزب جمهوری‌اسلامی و همین طور در سازمان مجاهدین و در داخل دولت و مجلس و جاهای دیگر دیده شد. نمی‌خواهیم به اصل آن اختلافات بپردازیم، چون همه جا گفته شده و شما هم گفته‌اید؛ نکته قابل تامل" ماهیت" این اختلافات است. شما در مقدمه خاطرات سال ۶۲ نوشته‌اید: «ریشه اختلافات نیروهای خط امام، بیشتر به خاطر باندسازی و روابط فردی و جناحی بوده تا بحث عقیده.» این تحلیل تلخ از اختلافات بین نیروهای خط امام مخصوصاً درباره اصحاب صدر انقلاب خیلی قابل هضم نیست. تقاضای من این است توضیح بفرمایید بر چه اساسی به این نتیجه رسیدید که این اختلافات بیشتر باندی و قدرت طلبی بود و نه براساس اعتقادات؟

- منظور من حدی از مشاجره و گاهی خصومت، طرد و درگیری است. والا اختلاف نظر که وجود داشت و می‌توانستند در همین اختلاف نظرها با هم کار کنند و به رای هر کسی که رای آورد، قانع باشند و یا اگر گاهی هم به رای نرسیدند، می‌توانیم با داوری‌هایی که همیشه داریم -بالاخره رهبری و ملاک‌های اسلامی را داریم- حل کنیم. اینکه من گفتم باندبازی و روابط فردی و جناحی، منظورم مراحل غیر صحیح اختلافات بود. ولی اختلافات وجود داشت. شاید هم از همان اوایل انقلاب جوانه‌هایش شروع شد و وقتی به مراحلی رسیدیم که تصمیم‌گیری به دست نیروهای در صحنه افتاد، این اختلافات علنی شد. از همان اوایل انقلاب که کار دادگاه‌های انقلاب منجمله مصادره‌ها شروع شد، در بعضی از نیروهای انقلاب، به ویژه در بعضی از علما و مقدسین، اختلافات شروع شد که بعضی از مصادره‌ها را قبول نداشتند. منتها حداکثر عمل آنها این بود که خودشان دیگر همکاری نمی‌کردند. درگیری لفظی و تبلیغی نبود و اگر هم بود، خیلی کمرنگ بود.

 

*در همین مقطع درباره مصادره‌ها بعضی اشکال می‌کنند که مبنای صحیحی نداشت و حتی گفته می‌شود که حضرت امام می‌گفتند: « غیر از اطرافیان درجه یک شاه که معلوم است این اموال مال آنها نیست، به بقیه متعرض نشوید.» ولی در اثر تندرویهایی که آن روزها باب شده‌بود، می‌ریختند و اموال را می‌گرفتند و تصرف می‌کردند؟

- موارد زیادی بود که امام هم مخالف بودند. ولی دادگاه‌ها دست قاضی‌های جوان و کم سابقه افتاده‌بود و احکام مصادره نادرستی هم صادر می‌کردند و گاهی هم انسان‌های ناباب در کمیته‌ها یا دادگاه‌های انقلاب نفوذ کرده‌بودند و مسایل شخصی را با مسایل انقلاب مخلوط می‌کردند. البته نسبت به هر انقلاب دیگری که در دنیا اتفاق افتاد، آفات انقلاب اسلامی کم بود. ولی ما انتظار این چیزها را نداشتیم. دو، سه بار هم امام تعدیل کردند. یک بار آن حکم ۸ ماده‌ای را صادرکردند و چند بار بازرس گذاشتند و چند بار احکام را باطل کردند. اختلافات سیاسی هنوز بروز پیدا نکرده بود. بیشتر از امور اقتصادی شروع شد. مثلاً در مجلس طرح‌هایی بود که نمایندگان می‌دادند و یا دولت لوایحی می‌داد که مسایل مهمی بود و نمی‌شد آنها را ندیده گرفت. مثلاً درباره زمین شهری، اراضی کشاورزی، تجارت خارجی، معادن و خیلی چیزهای دیگر. اکثریت مجلس هم بیشتر جوان‌های انقلابی بودند. جامعه هم انتظاراتی داشت. چون انقلاب که به دست پولدارها و مرفهین پیروز نشده بود. بیشتر مستضعف‌ها، جوان‌ها، کارگرها و طبقات محروم جامعه از طلبه‌ها، دانشجوها و غیره نقش داشتند. یک مقدار از مسائل بر حق بود و نمی‌شد که آن همه ثروت‌های به ناحق انباشته‌شده را ندیده گرفت.

 

*شما به موارد قابل توجیه و تحمل "اختلافات" اشاره می‌کنید که موقع بحث پیرامون اختلاف مجلس با شورای نگهبان و مسایلی از این قبیل به آن می‌رسیم. فعلاً پرسش ما راجع به وجوهی از اختلافات است که باعث شد شما به این نتیجه برسید آن اختلافات از بی‌ریشگی و نتیجه باندبازی و قدرت خواهی بود.

- من می‌خواهم همین‌ها را بگویم که اینها هم مشخص می‌شود. یعنی اختلافات واقعی بود. اما در عین حال می‌شد این‌گونه نباشد. مثلاً من با بعضی نظرات شورای نگهبان موافق نبودم، ولی هیچ وقت با شورای نگهبان دعوا نمی‌کردم و همدیگر را طرد نمی‌کردیم. خیلی‌ها مثل من بودند که این‌گونه عمل می‌کردند. عده‌ای هم بودند که متهم می‌کردند و شورای نگهبان هم گاهی آنها را متهم می‌کرد. طرفداران دو طرف به همدیگر تهمت سرمایه‌داری می‌زدند و یا القابی از قبیل کمونیست، بی‌دین و یا خشک مقدس می‌دادند. همین تعبیراتی که ناصحیح است. من آنها را سالم نمی‌دانم. تا همین امروز هم می‌توانید ببینید. همین الان هم بعضی از اختلافات هست که می‌تواند اختلاف باشد، ولی همدیگر را متهم نکنند و بگویند که مثلاً نظر من این است و نظر او این است و داور و افکار عمومی در نظام داریم که به رای می‌گذاریم و مردم داوری می‌کنند. ما باید این‌گونه عمل کنیم. پس اختلافات بود و هنوز هم هست. سوال شما از اختلافات واقعی بود که گفتم از این نوع اختلافات بود.

 

*مواضع شما در آن موقع در داخل مجلس بیشتر به مواضع ظاهراً چپ ‌گرایانه گرایش داشت. مثلاً در خطبه‌های نماز جمعه در بحث عدالت اجتماعی به نحوی از مواضع اقتصادی اسلام دفاع می‌کردید که بعضی از آقایان در جامعه مدرسین اتهاماتی به شما زدند. حتی در خاطرات شما هم هست که یک‌جا بعضی از آقایان جامعه مدرسین در مورد خطبه‌های عدالت اجتماعی به من انتقاد کردند و من به آنها گفتم که موردی بگویید؛ که مورد خاصی نداشتند. معلوم می‌شود مواضع حضرتعالی آن موقع بیشتر متمایل به همین‌ها بود که اتهام کمونیستی و چپی می‌خوردند. با توجه به این فاکتوری که عرض کردم، جایگاه شما دراین دعواها کجا بود؟

- بالاخره من با افکار اسلامی که دارم در این مسایل برای خودم صاحب نظر هستم، از اول حالت نسبتاً معتدلی داشتم. در شورای انقلاب هم این‌گونه بود. وقتی لیبرالها بحث کارخانه‌های بزرگ و بند الف، ب و ج را مطرح کردند، من با آن کارها موافق نبودم. می‌گفتم باید موردی‌تر عمل کنیم. در مجلس هم که بودم، در تعدیل طرح‌های تند چپ‌گرایانه کمک می‌کردم. ولی یک واقعیت بود که فکر می‌کنم امام هم ملاحظات شبیه مرا داشتند. چون بعضی‌ها امام را هم به چپ‌گرا بودن متهم می‌کردند. بالاخره فضای جامعه و نیروهای انقلابی توقع داشتند که ما به سیستم‌هایی که بیشتر در رژیم‌های استثماری بود، دست نزنیم. مثلاً آنها که این همه اراضی شهری را به هر دلیل گرفته بودند، یا بی‌خود و یا با پول، این‌طرف و آن طرف ثبت داده‌بودند و ثروت‌هایی از این ناحیه به دست آوردند. یا فئودال‌هایی بودند که به اتکای اسنادی که از زمان قاجار مانده بود و پدرانشان کوه‌ها را ثبت داده‌بودند، برای خودشان مالکیت قایل بودند و معادن در اختیار سرمایه‌داران بزرگ بود و اگر تجارت خارجی بود، در دست همین پولدارهایی بود که از پیش زد و بند داشتند و با کمپانی‌های خارج انحصار داشتند و نوعاً وابسته‌های دربار بودند. امثال اینها خیلی بود. قطعاً نمی‌شد اینها را ندیده گرفت و اصلاً درست نبود که ندیده بگیریم. اینها شرعاً مالک نبودند. حتی در زمان شاه، وقتی که شاه انقلاب سفید را مطرح کرد و بحث تقسیم اراضی بود و امام هم آن موقع مخالفت کردند، زمین‌دارها خدمت امام آمدند که از امام فتوا بگیرند. در زمان شاه می‌خواستند فتوا بگیرند. امام گفتند، من آن‌إگونه که شما می‌گویید، تائید نمی‌کنم و اگر بخواهید بنویسم، دو طرف را می‌نویسم و خیلی از مالکیت‌های شما را هم قبول ندارم و این‌گونه که شاه می‌خواهد بکند هم قبول ندارم و تیشه به ریشه کشاورزی می‌زند. این حرف بر اساس یک مبنا بود. یعنی این‌گونه نبود که بی‌حساب و کتاب باشد. فکر می‌کنم آن موقع نیروهای جوانتر و انقلابی‌تر و بخصوص آنهایی که دستشان از اول تا آخر در انقلاب بود، این کارها را لازم می‌دانستند. بعضی از این کسانی که قدری «راست» فکر می‌کردند، خیلی در انقلاب نبودند و بعداً پیدا شدند. انسان‌های خوبی هستند ولی اواخر کم‌کم پیوستند. لذا نیروهای اصیل انقلابی که همراه امام بودند، انجام کارهایی از این قبل را لازم می‌دیدند. افراطش را هم بد می‌دیدند. می‌گفتند افراط کار را خراب می‌کند و ما باید آرام آرام پیش برویم. مثلاً در همین نمازهای جمعه که شما می‌گویید، من یک بحث با عنوان ثابت مالکیت دارم. یعنی اسلام ثبات را در اقتصاد خیلی مهم می‌داند. یعنی بی‌پایه بودن، سست بودن و عدم اعتماد به آینده، مالکیت و اقتصاد را خیلی ضعیف می‌کند. بحث مفصلی بود و سراغ مالکیت‌هایی که حضرت علی(ع)، حضرت زهرا(س)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) داشتند، رفتم و برای مردم توضیح دادم. یک طرفه نبود. منتها جلوی افراط را می‌گرفتم. تز اقتصادی خود را هم بارها اعلام کردم که اقتصاد اسلام را اقتصادی مختلط می‌دانم و آن خطبه‌ها چاپ شده و در اختیار است و هنوز کسی به طور مشخص ایرادی ارائه نداده‌است.

 

*همین تز در قانون اساسی و مواضع حزب هم آمده‌است؟

- بله، من نه مارکسیست‌ها را قبول داشتم و نه کاپیتالیست‌ها را. قسمت‌هایی دولتی، قسمت‌هایی عمومی و قسمت‌هایی شخصی است. بنابراین در مجلس مواضع تعدیل کننده داشتیم. بعضی از دوستان حوزه‌ای توقع داشتند که ما جلوی همه عدالت‌خواهی‌هایی که بچه‌های خوب دارند، بایستیم و همین طور که شما می‌گویید در یک جلسه جامعه مدرسین برای مباحثه آمدند. در دفتر آیت‌الله خامنه‌ای نشستیم و بحث کردیم و گفتم که شما به کجای خطبه‌ها اعتراض دارید؟ از آیات قرآن برای آنها خواندم و گفتم شما «الهیکم التکاثر» را چه می‌گویید؟ قرآن جلوی تکاثر را نمی گیرد؟ نمونه‌ای از این گونه آیات آوردم و مسایل، دوستانه حل می‌شد. بنابراین افراط و تفریط از نظر ما اشکال داشت. اشکال اقدامات شورای نگهبان از نظر من این بود که در مواردی جلوی این‌گونه چیزها می‌ایستادند.

 

*شما در جایی فرموده‌اید: «طنز تاریخ این است که کسانی که آن موقع به این اختلافات دامن زدند، با گذشت زمان سنگر عوض کردند و این علامت تاسف باری از بی‌ریشه‌ای سلیقه‌ها و باندبازی‌ها است.» می‌خواهیم این طنز تاریخ را برای ما توضیح بفرمایید؟

-من همین الان می‌بینم اینهایی که هم در سیاست خارجی، هم در سیاست اقتصادی و هم سیاست‌های فرهنگی لیبرال شدند، نوعاً همانهایی هستند که در گذشته در هر سه صحنه به صورت افراطی در میدان بودند. یعنی در سیاست خارجی نمونه کار اینها در مسایل لانه جاسوسی و مسایل خیلی تندتر از آن بود که می‌گفتند که ما با دولتها رابطه نداشته باشیم. در مسایل اقتصادی هم کارشان به جایی رسیده بود که یکی از بزرگان اینها به شمال رفت و گفت: «باید همه اراضی ساحلی شمال مصادره شود.» در مصادره‌ها هم بی‌بند و باری می‌کردند و در همین لوایحی که ما در مجلس داشتیم، اگر حوصله کنید و بحثها را بخوانید، مواضع اینها را می‌بینید. بعضی از اینها قبول نداشتند که ما مالکیت شخصی را بپذیریم. بنابراین در هر سه صحنه به صورت افراطی رادیکال بودند.

 

*منظورتان همین افرادی است که حاکم هستند؟

- همه را نمی‌گویم. خیلی‌هایشان بودند. نقطه مقابل آنها هم موضع عوض کردند. مثلاً وقتی مجلس می‌خواست تجارت خارجی را یک مقدار از بخش خصوصی بگیرد و دولتی کند، شورای نگهبان ایستاد. الان این‌گونه نیستند. الان قدری از این طرف حرف می‌زنند. البته چون اینها هم متدین و هم عالم هستند، آن‌گونه تهافت ندارند. الان تا حدودی با مواضع آنها کار می‌کنند.

 

*شما در مجموع این تغییر مواضع را در هر دو طرف عیب می‌دانید؟

- همین دلیل بر این است که خیلی اصالت ندارد. اگر انسان در افکارش –آن هم افکار دینی- اصالت داشته باشد، به زودی که نمی‌تواند عوض شود. ممکن است در هر طرف، تغییر در بعضی از مواضع مثبت باشد.

 

*شما همان موقع فرمودید: «این بحثهایی که الان در مورد مسایل اقتصادی وجود دارد، بیشتر کارشناسی و موضوعی است و حکمی نیست. اختلاف سلیقه است و الان تشخیص می‌دند که این‌گونه باید کشور را اداره کنند. به نظر می‌رسد حضرت‌عالی در دوره‌ای که دولت را به دست گرفتید، از آن مواضع خیلی فاصله گرفتید.

- فاصله نگرفتم. تقریباً موضعم ثابت است. اگر شما از همان روزهای اول انقلاب مواضع مرا ببینید، خواهید دید که می‌گفتم باید در سیاست خارجی معتدل باشیم و بیخود با این و آن دعوا نکنیم. از نظر من فقط با اسرائیل نمی‌توانیم کار کنیم. با بقیه می‌توانیم کار کنیم. در سیاست اقتصادی مالکیت خصوصی را قبول داشتم و مواردی را هم دولتی می‌دانستم.

 










کیهان: پس این جمله امام را توضیح دهید که «تنها کسانی تا آخر راه با ما هستند که درد رنج و فقر و محرومیت را چشیده باشند.»
هاشمی‌رفسنجانی: اولاً شما یک جمله امام را می‌گیرید و ده‌ها جمله دیگر را که در مناسبت‌های دیگر گفته‌اند، ندیده می‌گیرید، اگر آنها را با هم و کنار هم بگذارید، مفهوم درستی به دست می‌آورید. در قرآن هم در مواردی دنیا دوستی مذمت می‌شود و در مواردی مسلمانها را از بی توجهی به نعمت‌های دنیا برحذر می دارد و هر دو در جای خود درست است، ثانیاً این جمله در جامعه ما درست است. چون بیشتر مرفهین از اول تا آخر با ما مخالف بودند. سیاست ما عدالت بود و نمی‌خواستیم فاصله طبقاتی باشد. پر کردن این فاصله با ایجاد اشتغال و مهیا کردن زمینه برای علم و صنعت برای آنها است که وارد میدان شوند تا فاصله طبقاتی را که عده‌ای مرفه و بی‌درد و ضد دین و یک عده فقیر باشند، به هم بزنیم.

کیهان: می‌توان از این جمله امام چنین استنباط کرد که مسئولین نظام درد فقر و رنج را کشیده‌اند.
هاشمی‌رفسنجانی: این گونه هم درست است. مسئولان که از طبقات مرفه نبودند. خیلی کم ازطبقات مرفه در مبارزه شرکت می‌کردند که هنوز هم هستند. ولی عمده سربازان انقلاب و اسلام از سطوح متوسط به پایین جامعه بودند. این یک واقعیت است.
کیهان: ما چند سال پیش، از رهبر معظم انقلاب شنیدیم که چیزهایی که برای مردم گناه نیست، وقتی به مسئولین می‌رسد باید پرهیز کنند.
هاشمی‌رفسنجانی: مواردی است که برای مردم عادی عیب نیست، ولی مسئولان باید احتراز کنند. شما می‌توانید زندگی حضرت امام را به عنوان الگو در نظر بگیرید. من هم می‌خواستم از امام الگویی عمومی‌تر درست کنم. وقتی در قم طلبه بودیم، آقایانی بودند که در بیرونی‌ها زیلو و در اندرونی قالی می‌گذاشتند. ولی امام در بیرونی خود قالی گذاشته بودند. خانه امام هم بزرگ بود که بعد از ازدواج آقا مصطفی، بخشی از آن را به ایشان دادند. انسان معتدلی بودند. در عین حال زاهد و درحد بالا عارف و فقیه بودند و می‌دانستند چکار کنند. به هر حال نباید فرهنگ تصوف را در جامعه ترویج کنیم.
نمونه‌هایی داریم که چقدر کار می‌کردیم تا بین ما دعوا نشود ولی بنی‌صدر در درجه اول با امام اختلاف نظرهای زیادی داشت. تا حدودی ظاهر را حفظ می‌کرد ولی در فکرش خیلی از کارهای امام را قبول نداشت. این مسایل کم‌کم در گفته‌ها و نوشته‌هایش بروز کرد. عمده اعتراضات ما به بنی ‌صدر هم بر سر این مسایل بود. اینکه به حزب جمهوری یا به افرادی از ما چیزهایی بگوید، برای ما مهم نبود. مسئله اصلی ما این بود که بنی ‌صدر نظام را به طرف دیگری می‌برد و برای این هدف برنامه‌ریزی دارد. این مسایل را با امام مطرح می‌کردیم و انتظار داشتیم امام در این مسایل به ما اعتماد کنند. شاید امام فکر می‌کردند می‌توانند بنی ‌صدر را اصلاح کنند، به ما می‌گفتند شما سعی کنید با او کار کنید. امام مدتی روی این مسئله کار کردند. دنبال این بودند که نگذارند مسئله به اینجا برسد. در عمل، ما در میدان درگیر بودیم و امام این درگیری را نداشتند و عمده کار عملی ایشان در حد پیغام دادن به بنی صدر بود که مثلاً منافقین و اعضای جبهه ملی در اطراف شما نباشند و مصدق را این‌قدر بزرگ نکن و سعی کن اسلام، محور کار باشد. حرف‌های امام به بنی‌صدر مبنایی بود. حتماً چیزهایی هم بود که به ما نمی‌گفتند. دلشان نمی‌خواست درگیری‌های ما را تیز کنند و به ما حربه بدهند. نمونه‌هایی بود که گاهی احمدآقا به ما می‌گفتند و من هم کمابیش در خاطرات خودم آورده‌ام که خیلی مختصر است. کم‌کم بنی‌صدر خودش را نشان داد و امام هم قانع‌ شدند. این برای ما خیلی مهم بود. دوستانی که از ما جدا می‌شدند، برای ما آن‌قدر اهمیت نداشتند. می توانستیم این عده را برگردانیم. قانع کردن امام برای ما مهم بود که خودشان به تدریج قانع شدند. متن میثاقها را دیدند و اظهارات بنی‌صدر را شنیدند. دستور داده‌بودند منافقین از اطرافش بروند که قبول نکرده‌بود. دستور داده‌بود مصدق را این قدر بزرگ نکن که قبول نکرده بود. به علاوه گاهی به محتوای اسلامی حرفهای ما اعتراض می‌کرد. بعضی از دوستان که به خطرات بنی‌صدر واقف شده بودند. هر چند از ما جدا شده بودند، ولی خیلی زود برگشتند و ما در انتخابات مجلس پیروز شدیم. بعد از پیروزی ما در مجلس تضاد واقعی نمایان شد که عمدتاً خدمت امام می گفتیم. از همان لحظه اول در مجلس تضادهایی نمایان شد که غیر قابل حل بنظر می‌آمد. بنی‌صدر بعد از تشکیل مجلس توطئه عجیب و غریبی کرده بود. می‌خواست قبل از دولت منبعث از مجلس یک دولت موقت تشکیل دهد و به تصویب امام برساند تا به وسیله آن دولت بتواند از تصمیمات مجلس جلوگیری کند. نامه‌ای به امام نوشته بود و امام هم موافقت کرده بودند. چند روز به رسمی شدن مجلس مانده بود. فکر می‌کنم اوایل خرداد بود. من، شهید رجایی، آیت‌الله خامنه‌ای و دیگران نشستیم و جلسه گرفتیم که منظور از این کار چیست؟ دولت شورای انقلاب داشت کار می‌کرد و چند روزی هم به رسمیت مجلس بیشتر نمانده بود. تازه بنی‌صدر رئیس شورای انقلاب بود. گفتیم: چه نیازی به دولت جدید است؟ به امام گفتیم این خطرناک است. تا بخواهند تشکیل دهند، دوره آنها تمام می‌شود. می‌خواهند چه کار کنند؟ مجلس هم عصبانی شده‌بود. نمایندگان اعتراضات شدیدی کرده بودند. امام پذیرفتند. این یکی از مواردی است که گفتم امام ضمن قاطعیت، حق پذیر بودند. امضاء داده‌بودند، ولی امضای خود را پس گرفتند. به این طریق اولین توطئه بنی‌صدر خنثی شد. بعد به مجلس رسیدیم. فکر می‌کرد مجلس باید در اختیار او باشد. منطقش این بود که ۱۱ میلیون رای دارد و مجلسی‌ها رأی کمتری دارند. آرای فردی نمایندگان را در حوزه‌های انتخابیه‌شان حساب می کرد. مجموعه را حساب نمی‌کرد. با این مغالطه می گفت مجلس باید تابع من باشد.
کیهان: جنابعالی می‌دانید که ما در کیهان انتقاد جدی به عملکرد دولت شما داشتیم و فکر می‌کنیم آن انتقادها و پرسش‌هایی که پیرامون دوره سازندگی وجود داشته، کهنه نشده و همچنان به قوت خود باقی است. البته لازم می‌دانم پیشاپیش این نکته را عرض کنم که از نظر ما نقش پیشتازی شما در انقلاب قابل تردید نیست. ولی در مقطع حساسی از حیات انقلاب که همین دوران موسوم با سازندگی و دوره ریاست جمهوری شماست. انتقادهایی به عملکردتان داشته‌ایم و اکنون نیز گمان ما این است که شما همچنان یاور انقلاب، بازوی رهبری و از استوانه‌های نظام هستید. با این وجود فکر می‌کنیم لازم است آن انتقادها و پرسش‌های اساسی خودمان درباره عملکرد شما و دولت‌تان را یک بار بصورت رودررو مطرح کنیم و بی‌واسطه جواب بگیریم:

هاشمی‌رفسنجانی: من از این نوع انتقادات بی‌اطلاع نبودم. ازهمان زمان تا الان همیشه شنیدم و خواندم. در روزنامه کیهان هم بیشتر از دیگر روزنامه‌ها می‌بینم. به کسانی که فکر می کنند کارهای ما درست نیست،حق می‌دهم که حرفهایشان را بزنند. وقتی انتقادات روزنامه را تحمل می کنم، تحمل حرفهای شما برای من آسان است. این گونه نیست که نخواهم بشنوم. ولی فکر می‌کنم اگر منصفانه برخورد کنیم و تعصبی نسبت به اینکه این فکر از ما یا از دیگری است نداشته‌باشیم، می توانیم به نقاط روشنی برسیم. من آماده‌ام که جواب دهم. هرچه در دل شماست، مطرح کنید.

 

کیهان: می گویند آن موقع که این انتقادات از طرف کیهان به شما می‌شد، به شدت می‌رنجیدید و بعضاً عصبانی می‌شدید و از کیهان پیش رهبر انقلاب گله می‌کردید.

هاشمی‌رفسنجانی: عیبی ندارد که کسی از چیزی عصبانی شود و گله کند. ولی این حق را ذاتاً به روزنامه می دهم. در مصاحبه‌ها هم هیچ‌وقت کسی را محدود نکردم. جواب هم می دادم. شاید گاهی که سخنان ناحق می‌شنیدم، عصبانی می‌شدم.

 

کیهان: موردی یادتان می آید که از کیهان خیلی عصبانی شده باشید؟ شنیدیم در مورد گزارش‌های مربوط به تخلفات صورت گرفته در واگذاری شرکتهای دولتی به بخش خصوصی پیش مقام معظم رهبری از کیهان گله کردید.

هاشمی‌رفسنجانی: موردی یادم نیست. اصلاً سطح کار ما با رهبری این گونه نیست. ممکن است در جلساتی که مسایل کشور را بررسی می‌کنیم، از این‌گونه حرفها هم پیش بیاید. آن‌گونه که در بیرون پخش می‌شود، نیست. این درست است که من و ایشان چیزی را ازهم پنهان نمی‌کنیم و هرچه می‌دانیم به همدیگر می گوییم. یک مورد که شخصاً به یاد دارم این است که آقای کمال خرازی که در آن زمان سفیر ما در نیویورک بودند، ضمن نامه‌ای از مطالب کیهان هوایی شکایت کردند و نوشتند که مطالب کیهان هوایی روی دست نوشته‌های ضد انقلاب زده و من هم نامه ایشان را به رهبری دادم و نمی‌دانم که ایشان چه اقدامی فرمودند. به هر حال من معتقدم اگر خوب دقت کنیم، می‌بینیم دوره سازندگی راه درستی بود و هرچه جلوتر می‌رویم،بیشتر به این حقانیت می‌رسیم و من هنوز بر ادامه آن تأکید دارم.















































منبع: کتاب بی پرده با هاشمی رفسنجانی / انتشارات کیهان / سال ۱۳۸۲
کدخبر: ۴۵۷۰۰۸۹۰۰۴۰۳۱

پنجشنبه ۳۱ تير ۱۳۸۹
۱۰:۰۱:۵۶
صفحه بعد  |  1    |  صفحه قبل
استفاده از کلیه مطالب پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی با ذکر منبع بلامانع و در غیر این صورت تخلف است.