یادآورد گذشته/ هاشمیرفسنجانی در سال ۶۱: برای رئیس جمهور منحرف آمار محبوبیت معنی نداشت نرخ رشد تنفر مردم رصد می کرد! / قحطی حمایت علنی از رئیس جمهور آمد از ترس قهر مردم!
- صف پر مشتری بازار برائت از رئیس جمهور !
- رئیس جمهور:باید کاری کنیم تا امام مجبور به انتخاب شود یا من یا هاشمی؟................امام هم انتخاب کرد!
- اقدامات رئیس جمهور به تدریج همه را از خواب بیدارو بر فتنه او هشیارکرد!
- فقط رهبری میتوانست امور را اصلاح کند که با محدود کردن «رئیس جمهور منحرف» مسیر غلط حرکت انقلاب را به خوبی اصلاح کردند
- «شیطان بزرگ» انتخابات رئیس جمهور منحرف را پیروزی خود میدانست!
- مجلس سد عظیمی شد در برابر فتح شیطان بزرگ!
- مجلس تریبونش دائماً با مردم سرکار داشت و هر لحظه با مردم داشت، حرف میزد و طبق قانون علنی همه چیز باید قانونی و رسمی باشد
- این درگیری بود تا به عزل بنیصدر منجر شد و بعد از اعلام آن بنبست معلوم شد که چه کسی باید برود!
 "..............وخوب! آن مرحله هم مرحله بسیار مهمی بود که به شکل دیگری برخورد شدهبود؛ با محاصرهها و گرفتن اموال ما و راه انداختن اختلافات داخلی از طرف لیبرالیسم و منافقین و چپیها، که همه ابزار کارشان را به کار گرفتند و ما را از داخل و خارج مورد هجوم قرار دادند و ما با دو شورای انقلاب، قدرت عظیم امام و مردم و تریبونهای مردمی و نهادهای انقلاب و حزب جمهوری اسلامی –که آن موقع در این بخش حرکتهای سیاسی گروهی پرچمدار بود- و سایر گروههایی که همراه بودیم، و مهمتر از همه روحانیت [بود]، ما در مقابل هم قرار گرفتیم که به ریاست جمهوری بنیصدر منجر شد که شکست مرحلهای برای ما بود و دشمن خودش را موفق میدید، و بعد منجر به انتخابات مجلس شورای اسلامی شد که ما با ضربههایی که در ریاست جمهوری خوردهبودیم، بیدار شدیم و مردم بیدار شدند و در انتخابات مجلس آن شکست جبران شد، چون ریاست جمهوری بدون همراه داشتن مجلس کاری نمیتوانست انجام بدهد............" خوب! ریاست جمهوری فقط در یک مرحله قدرت داشت و آن در انتخاب هیأت دولت بود که در آنجا کار اساسی ریاست جمهوری این بود که هیأت دولت به وجود بیاید، در کنار آن امضای مجلس هم لازم بود و این مجلس به عنوان یک سد عظیم در برابر آن فتحی که شیطان بزرگ کرده بود، قرار گرفت. سنگر بزرگی در مقابل سنگری که آنها فتح کرده بودند، درست شد و بلکه این سنگرها سنگر مهاجم هم بود چون که مجلس غیر از ریاست جمهوری بود. مجلس تریبونش دائماً با مردم سرکار داشت و هر لحظه با مردم داشت، حرف میزد و طبق قانون علنی همه چیز باید قانونی و رسمی باشد. یعنی آنها میخواستنداز جنگ به عنوان اینکه نایب فرمانده کل قوا بودند و اگر خبری در جنگ میشد که همه چیزها را به نفع آنها تحتالشعاع قرار میداد، میتوانست به نفع آنها به کار گرفته بشود که برای شورای عالی دفاع جوری توطئه کنند که اختیارات کل کشور و حتی اختیارات مجلس را هم بگیرد که پیشنهادی دادند به امام که اختیارات کلی را به شورای عالی دفاع بدهند و آنها آن روز فکر میکردند که در شورای عالی دفاع اکثریت را دارند؛ چون اگر آن شورای عالی دفاع بود، همان طور بودکه رهبریت داشت و امام بیدار، هم بهانه آنها را از دستشان گرفت و هم ضربه معکوس را به آنها زد؛ شورای عالی دفاع را با دو نفر از مجلس و رئیس مجلس تقویت کردند که رأی اکثریت و هم حاکمیت به دست آنها افتاد که لازم بود یک جایی تصمیم بگیرند؛ حکمیت بر جنگ و حاکمیت سیاست بر کشور و تبلیغات. اینجا هم باز موقعیت به نفع انقلاب تمام شد و ما کارمان را شروع کردیم و البته، چون ابزار کار شورای عالی دفاع، باز بنیصدر به عنوان نایب فرماندهی کل قوا بود، ما در بعد کار نظامی نمیتوانستیم کاری بکنیم و حداکثر کار این بود که جلوی اهداف آنها را بگیریم، و تصمیمات نهایی را نمیتوانستیم بگیریم. این درگیری بود تا به عزل بنیصدر منجر شد و بعد از اعلام آن بنبست معلوم شد که چه کسی باید برود. بنیصدر که عزل شد، نقطه آغاز عملی انقلاب سوم شروع شد. در مرحله اول که شاه رفتهبود و در مرحله دوم با فتح لانه جاسوسی، آن جریان لیبرالیسم سیاسی شکست خوردهبود و جرکتهای جدید لیبرالیسم و نفاق به یکدیگر رسیده بودند و میدانید که مشاورین و سنجش افکار و خیلی از نیروهای دفتر بنیصدر را منافقها تشکیل میدادند. اتحاد نامقدسی [تشکیل]شده و این درگیری به اوج خودش رسیده بود که اینجا اولین ضربه را به ما زدند. یعنی به عنوان رهبر این خط و این انقلاب، این ضربه را میزدند و با آن تعبیرات خیلی جالب که ابوالحسن بنیصدر را از کار عزل کردند. منبع متن سخنرانی: سخنرانیهای هاشمیرفسنجانی - سال ۱۳۶۱ (جلد دوم) –دفتر نشر معارف انقلاب چهارشنبه ۶ مرداد ۱۳۸۹ ۰۹:۵۴:۲۸ |